To be continued by dot...


Friday, July 29, 2005

آینه کردن این اتاق هم یه عالمه معایب ( خیلی خوب ویژگی ها !) داره
مثلا اینکه صبح وقتی بیدار میشم برای اینکه در کمد رو پیدا کنم باید یه ربع ساعتی وسط اتاق دور خودم بگردم و فکر کنم.
یا به جای اینکه صبح ها قبل از اینکه چشم هام رو باز کنم، خودکار سوئیچ پشت کامپیوتر رو بزنم و روشنش کنم، بعد ربع ساعت وسط اتاق چرخ خوردن و پیدا کردن انواع و اقسام پوششها دیگه مخم راه افتاده و سوال می پرسه و پاسخ میده!
-برای چی روشنش کنم!!
-بی خیال
اینه که با خیال راحت صبحانه می خورم و آرایش میکنم و راجع به لباسم تصمیم می گیرم و در طول روز الکی لبخند می زنم
اما امان از پشت به در نشستن که بابتش تا می تونستم جیغ و ویغ راه انداختم اما هنوزم چی !! پشت به در می شینم ! انگار که لختم یا حداقل انگار که لباسم پشت نداره!
دیگه اینکه کی بورد این کوفتی یه خط در میون شناخته میشه(فکر کنم در عین ناباوری باید یه دونه بخرم :( ) اما در عوض دو تا اسپیکرهاش راه افتاده :))
دیگه اینکه همه تخت مال خودم شده چون دیگه کنار اون دیوار نیستم که جای تورو برات نگه دارم !
دیگه دیگه..
عکس هام آواره شدن
عین خودم که کتابمو مثل بچه کنکوری ها می برم جلوی تلویزیون ! و همش گردو و فندق می خورم و دنبال بادوم هندی می گردم