| To be continued by dot... |
|
آینه کردن این اتاق هم یه عالمه معایب ( خیلی خوب ویژگی ها !) داره
مثلا اینکه صبح وقتی بیدار میشم برای اینکه در کمد رو پیدا کنم باید یه ربع ساعتی وسط اتاق دور خودم بگردم و فکر کنم. یا به جای اینکه صبح ها قبل از اینکه چشم هام رو باز کنم، خودکار سوئیچ پشت کامپیوتر رو بزنم و روشنش کنم، بعد ربع ساعت وسط اتاق چرخ خوردن و پیدا کردن انواع و اقسام پوششها دیگه مخم راه افتاده و سوال می پرسه و پاسخ میده! -برای چی روشنش کنم!! -بی خیال اینه که با خیال راحت صبحانه می خورم و آرایش میکنم و راجع به لباسم تصمیم می گیرم و در طول روز الکی لبخند می زنم اما امان از پشت به در نشستن که بابتش تا می تونستم جیغ و ویغ راه انداختم اما هنوزم چی !! پشت به در می شینم ! انگار که لختم یا حداقل انگار که لباسم پشت نداره! دیگه اینکه کی بورد این کوفتی یه خط در میون شناخته میشه(فکر کنم در عین ناباوری باید یه دونه بخرم :( ) اما در عوض دو تا اسپیکرهاش راه افتاده :)) دیگه اینکه همه تخت مال خودم شده چون دیگه کنار اون دیوار نیستم که جای تورو برات نگه دارم ! دیگه دیگه.. عکس هام آواره شدن عین خودم که کتابمو مثل بچه کنکوری ها می برم جلوی تلویزیون ! و همش گردو و فندق می خورم و دنبال بادوم هندی می گردم ***
|
|
|