To be continued by dot...


Friday, August 12, 2005

...
-پس این علم برای چی بود؟
زایر گفت:
-محض خاطر علم های آبادی علم زدیم... حالا چه کسی توی جُفره مرده؟
هیچ کس در آبادی نمرده بود. اما وقتی مردان به همدیگر نگاه کردند و زنان قاه قاه زنان، مردان خود را در آغوش گرفتند، زایر گفت:
-شاید حکمتی در کاره، حالاکه عزا گرمه، سردش نکنیم، بزنین.
و خودش شروع کرد به سینه زدن. یک شبانه روز در آبادی عزای سرپایی بود.

اهل غرق