| To be continued by dot... |
|
هیچی
خواب بودم یه جونور پا دراز اومد تو بعد هی میخورد به سقف سرو صدا میکرد بعد پاشدم کشتمش احساس تنهایی کردم زنگ زدم به تو ***
Too difficult to handle the sensation of extreme "miss" right now
Nothing, absolutely nothing s working ***
بعد اگه یه شب یه کوچولو بحث کنیم من میرم جلوی آینه آرایش پاک کنم؟
خیال نکنم یا تو میای پد آرایش پاک کن رو می گیری یا قبل از اینکه بیای تو اتاق خواب، با پد و شیرپاک کن تو تخت منتظرم حالا شبی رو فرض کن که تنهام ومثلا مسافرتی یا آسون تر منو با ریمل مجسم کن همه این شبایی که نیستی ***
|
|
Archives
, June 2005 , July 2005 , August 2005 , September 2005 , October 2005 , November 2005 , February 2009 , May 2009 , June 2009 , July 2009 , August 2009 , September 2009 , October 2009 , November 2009 , December 2009 , March 2010 |